پرسش پاسخ های جوانان
0

انتخاب دین

آزادی یا اجبار در انتخاب دین

سؤال ۴۱٫ خداوند متعال در سورۀ بقره می‌فرماید: «لا إِكْراهَ فِي الدِّين» و از طرف دیگر در داستان پيامبران در قرآن آمده است: «آن کسانی که به طریقی ایمان نیاوردند، به امر خداوند به هلاکت رسیدند.» بین این دو موضوع چه تفسیری وجود دارد؟

خداوند متعال در سورۀ بقره با جملۀ «لاإِكْرَاهَ فِي‌الدِّينِ» يک حقيقت را بيان می‌کند، به اين معنا که با زور و اجبار کسي را نمي‌توان دين‌دار کرد و در ادامۀ آيه می‌فرمايد: «‌قَدتَّبَيَّنَ‌الرُّشْدُ‌مِنَ‌الْغَيِّ»؛ يعني راه هدايت از گمراهي، آشکار و روشن شده است و رستگاری و سعادت، از آنِ کسي است که راه هدايت را در پيش بگيرد و گمراهي و شقاوت، در اثر کفر و دوري از دين، نصيب بندگان خداوند خواهد شد.

اين يک واقعيّت مهّم است؛ امّا آن کساني که کافر شدند، علاوه‌بر شقاوت ابدي، اگر در مقابل پيامبران و دعوت آنان ايستادگي و لجاجت کنند و بر کفر خود به‌صورت علني پافشاري داشته باشند، در همين دنيا هم به سزاي عمل خود می‌رسند و هلاک می‌شوند؛ یعنی خود را هلاک می‌کنند و در آخرت به جهنّم می‌روند، یعنی خود به جهنّمی که برافروخته‌اند، می‌روند.

سؤال ۴۲٫ اگر کسي قبلاً به دليل اينکه پدر و مادرش مسلمان بوده‌اند، مسلمان بوده و اکنون به دلايلي فکر می‌کند با تعاليم دين ديگري مثلاً مسيحيت، بهتر می‌تواند خدا را بشناسد و به او نزديک شود، حکمش چيست؟ شنيده‌ام که چنين کسي را بايد کشت. آيا صرف اينکه کسي چنين عقيده‌اي پيدا کند، قتل بر او واجب می‌شود؟ پس آيۀ قرآن که می‌فرمايد: «لا إِكْراهَ فِي الدِّين‏» در دين اجباري نيست، چگونه معنا می‌شود؟

اوّلاً‌‍ «لا إِكْراهَ فِي الدِّين‏» يک واقعيّت است که قرآن خبر داده است؛ زيرا تحميل عمل، جبراً ممکن است؛ ولي تحميل فکر و عقيده جبراً ممکن نيست و عقل تا دليل نباشد، پذيرايي ندارد؛ چنان‌که باورها که مربوط به دل است چنين است. ضمن آنکه بعد از «لاإِكْرَاهَ فِي‌الدِّينِ» عبارت «‌قَدتَّبَيَّنَ‌الرُّشْدُ‌مِنَ‌الْغَيِّ» هم آمده است؛ یعنی اگر کسی لجوج و عنود نباشد، ادلّۀ قانع‌کننده برای اسلام هست.

ثانياً: اعدام در اسلام نيست مگر در مواردي که اگر اعدام نشود جامعه ضرر ببيند؛ نظير دستي که سياه می‌شود و اگر طبيب آن را قطع نکند، بدن را نابود می‌کند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *