پرسش پاسخ های جوانان
0

تقدیر و سرنوشت

تقدیر و سرنوشت

سؤال ۵۵٫ منظور از تقدیرات الهی چیست؟ تسلیم‌بودن در برابر تقدیرات الهی چگونه است؟ آیا تقدیرات الهی برای انسان ثابت است یا انسان می‌تواند با دعا، تقدیرات الهی را تغییر دهد؟

از قرآن شریف به‌خوبی استفاده می‌شود که قضا و قدر، دست خود انسان‌هاست:

«وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَکَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ وَ لکِنْ کَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا کَانُوا يَکْسِبُونَ»[۱]

البته بعضی قضا و قدرها دست خود انسان نیست و با مصلحتی که ما نمی‌دانیم، از طرف خداست و کسی که مبتلا است، عاقبت‌به‌خیر می‌شود و امیرالمؤمنین«سلام‌الله‌علیه» جدّاً نهی فرموده‌اند که ما در این موارد فکر کنیم.[۲]

سؤال ۵۶٫ در زندگي روزمره، بسيار تجربه شده است که شخصي ظلم يا بدي می‌کند و به قاعدۀ عدل الهي در مرحله‌اي از زندگي، سزاي کردار خويش را می‌بيند؛ ولي در اين عقوبتي که او می‌کشد، افرادي از خانواده يا اطرافيان او نيز ناچارند همراه او اذيّت شوند و گاهی ديده شده است که عقوبت کردار بد آن شخص در بدبختي شخص ديگري که از نزديکان اوست واقع می‌شود. به‌عنوانِ‌ مثال خيلي اتفاق افتاده است که مردي در جواني به همسر خود و خانوادۀ او ظلم کرده و در پيري بايد شاهد ستم‌کشي دختر خود باشد. حال سؤال اينجاست که اين اطرافيان يا در مثال مذکور دختر آن شخص، به چه گناهي عقوبت می‌بينند؟

آن عقوبت از طرف ظالم است نه خداي متعال، نظير کسي که آتشي را در اطاق برافروزد که هم خود می‌سوزد و هم ديگران، حتّي بچۀ در گهواره، ولي آن ظالم کيفر آن را خواهد ديد؛ چنان‌که کيفر ظلم به خود را خواهد ديد و براي اطرافيان، پروردگار عالم پاداش بالايي را عنايت خواهدکرد، به اندازه‌اي که صددرصد راضي و خشنود خواهند شد.

سؤال ۵۷٫ در زندگي روزمرّه بسيار ديده‌ايم که فرصت‌هاي زندگي افراد به سبب اينکه آن‌ها در خانواده‌هاي مختلف يا در شرايط مختلفي به دنيا آمده يا رشد نموده‌اند، تفاوت دارد؛ مثلاً کسي که در خانواده‌ای‌ فقير به دنيا آمده است، مجبور است از کودکي در سخت‌ترين شرايط کارکرده و متحمّل رنج‌ها و تحقيرهاي فراواني شود و اصلاً فرصت تحصيل علم يا شرکت در مجامع ديني يا حتّي فرصت تفريح ندارد و در مقابل، فرزندي که در خانواده‌ای ثروتمند يا دانشمند يا هر دو به دنيا می‌آيد و در نوجواني و جواني علاوه‌ بر اينکه متنعّم از انواع نعم الهي است، فرصت تحصيل علم و مطالعه و تفريح و نظایر آن را به‌راحتي دارد. حال سؤال اينجاست که علّت اين تفاوت‌ها چيست و با مسئلۀ عدل الهي چگونه حل می‌شود؟

اوّلاً: بايد توجّه داشت غالب افرادي که از نظر علمي به جايي رسيده‌اند، از افرادي بوده‌اند که در شرايط سختي زندگي می‌کردند.

ناز پرورده تنعّم نبرد راه به جايی

عاشقي شيوۀ رندان بلاکش باشد

ثانياً: ما بايد در اين‌گونه چيز‌ها دنبال علل طبيعي باشيم و قطعاً علل آن با کمي فکر پيدا می‌شود و نبايد دنبال علل معنوی باشيم. اگر ما العياذ بالله خدا را قبول نداشتيم، چگونه اين‌گونه چيزها را معلول علل طبيعي می‌دانستيم؟ الان که خدا را قبول داريم هم بايد چنين باشد.

ثالثاً: راجع به مقدّرات، ما نبايد فکر کنيم و اميرالمؤمنين«سلام‌الله‌علیه» در نهج‌ البلاغه می‌فرمايند: «درياي پرتلاطم است، وارد آن نشويد»؛ ولي بايد اعتقاد داشته باشيم خداوند حکيم است و آنچه هست بر وفق حکمت. اگر پشه‌ای در اين عالم، يک بال زيادتر زند يا يک بال از ماشين خلقت کم کند، عالم به اين بزرگي نابود خواهد شد.

سؤال ۵۸٫ هدف از آفرینش موجودات چیست؟ آیا کمال است یا رفع نیاز؟ لطفاً درحدّ شخص متوسّط‌ذهن، بیان کنید و توضيح دهيد.

خداوند متعال، انسان را آفريده است که به کمال برسد و زمينه‌هاي آن را هم خودش براي انسان فراهم کرده است. وقتي انسان به کمال برسد به سعادت ابدي در دنيا و آخرت می‌رسد و تا خدا، خدايي می‌کند، او رو به کمال است و چون سعادتمند می‌شود، لذّت معنوي می‌برد. اين موضوع نظير اين است که بپرسيد مدرسه‌رفتن بچّه‌ها چه نتيجه‌اي دارد؟ در پاسخ بايد گفت: به مدرسه می‌روند که تحصيل کنند و به عنوان يک انسان تحصيل‌کرده، خوشبخت شوند.

سؤال ۵۹٫ در دنیا چهرۀ انسان به مرور زمان تغییر می‌کند. در قیامت اگر فردی مؤمن باشد با کدام‌یک از این چهره‌ها محشور می‌شود؟ در بهشت کدام‌یک از این چهره‌ها را دارد؟ آیا کالبدش همانند کالبد دنیایی است؟ آیا جسم و روح انسان با هم وارد بهشت می‌شوند؟ شکل ظاهری روح انسان چگونه است؟

آنچه مسلّم است،‌ اینکه انسان در قيامت مرکّب از جسم و روح است و تفحّص بيش ‌از ‌اين لازم نيست. اگر بیشتر و مفصّل بخواهید، کتاب معاد اینجانب را مطالعه کنید.[۳]


[۱]. الأعراف‏، ۹۶: «و اگر مردم شهرها ايمان آورده و به تقوا گراييده بودند، قطعاً بركاتى از آسمان و زمين برايشان مى‏گشوديم، ولى تكذيب كردند؛ پس به [كيفر] دستاوردشان [گريبان] آنان را گرفتيم.»

[۲]. ر.ک: نهج البلاغه، حکمت ۲۸۷؛ بحارالأنوار، ج ۵، باب سوّم.

[۳]. ر.ک: معاد سرنوشت جاودانۀ انسان.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *